زندگی ؛ با همه وسعت خویش/ محفل ساکت غم خوردن نیست/ اضطراب و هوس دیدن و نادیدن نیست/ حاصلش؛ تن به قضا دادن و افسردن نیست/ زندگی؛/ جنبش و جاری شدن است/ از تما شاگه آغاز حیات/ تا بدان جا که خدا می داند.../

دقیق یادم نیست آخرین بار؛
کی خود را پیدا کردم؛
اما خوب یادم هست؛
هر گاه که گم شدم؛
دستم در دست تو نبود...
خدايا! اگر دستبند تجمّل، نمي بست دست كمانگير ما را
كسي تا قيامت نمي كرد پيدا، از آن گوشه ي كهكشان تيرِ ما را
ولي خسته بوديم و ياران همدل، به ناني گرفتند شمشير ما را
ولي خسته بوديم و مي برد طوفان، تمام شكوه اساطير ما را
برچسب:
نویسنده: یاس