خرید بک لینک

درباره سایت

بوستان ادب

زندگی ؛ با همه وسعت خویش/ محفل ساکت غم خوردن نیست/ اضطراب و هوس دیدن و نادیدن نیست/ حاصلش؛ تن به قضا دادن و افسردن نیست/ زندگی؛/ جنبش و جاری شدن است/ از تما شاگه آغاز حیات/ تا بدان جا که خدا می داند.../

امکانات وب

  • جملات و متن های ادبی زیبا از مولانا
  • گشاده دست باش ،جاری باش ،کمک کن (مثل رود)
  • باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید)
  •  اگرکسی اشتباه کردآن رابه پوشان (مثل شب)
  • وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ)
  • متواضع باش و کبر نداشته باش (مثل خاک)
  • بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا )
  • اگرمی خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آینه ) مولانا
  • هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا
  • هین رها کن عشق های صورتی عشق بر صورت نه بر روی سطی
  • آنچه معشوق است صورت نیست آن خواه عشق این جهان خواه آن جهان
  • آنچه بر صورت تو عاشق گشته ای چون برون شد جان چرایش هشته ای
  • صورتش برجاست این سیری زچیست عاشقا واجو که معشوق تو کیست
  • عاشقستی هر که او را حس هست آنچه محسوس است اگر معشوقه است
  • تابش عاریتی دیوار یافت پرتو خورشید بر دیوار تافت
  • واطلب اصلی که تابد او مقیم بر کلوخی دل چه بندی ای سلیم مولانا
  • ای برادر تو همان اندیشه ای    ما بقی خود استخوان و ریشه ای مولانا
  • بر هر چه همی لرزی میدان که همان ارزی     زین روی دل عاشق از عرش فزون باشد. مولانا
  • از کسی پرسیدند:« چند سال داری؟»
    گفت:« هجده، هفده، شاید شانزده، احتمالا پانزده…! »
    رندی گفت:« از عمر چرا می دزدی؟ این طور که تو پس  پس می روی، به شکم مادرت باز می گردی!» مولانا
  • در خود به طلب هر آنچه خواهی که توئی. مولانا
  • چون جواب احمق آمد خامشی      این درازی در سخن چون میکشی؟ مولانا
  • بگذار آبها ساکن شوند تا عکس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببینی. مولانا
  • اندیشه کردن به این که چه بگویم، بهتر است از پشیمانی .مولانا
  • دراین خاک،دراین پاک،به جز عشق،به جزمهر،دگرهیچ نکاریم.مولانا
  • گر در طلب لقمه نانی نانی     گر در طلب گوهر کانی کانی
    این نکته رمز اگر بدانی دانی     هر چیز که اندر پی آنی آنی مولانا
  • در پی هر گریه آخر خنده ای است.مولانا
  • ما در این انبار گندم می کنیم *گندم جمع آمده گم می کنیم
  • می نیندیشیم آخر ما به هوش *کین خلل در گندمست از مکر موش
  • موش تا انبار ما حفره زدست *وز فنش انبار ما ویران شدست
  • اول ای جان دفع شر موش کن *و انگهان درجمع گندم کوش کن
  • گرنه موشی دزد در انبار ماست *گندم اعمال چل ساله کجاست
  • ریزه ریزه صدق هر روزه چرا*جمع می ناید در این انبار ما مولانا
  • موش = نفس      گندم = جان – روح     انبار = جسم
  • بر قضای عشق دل بنهادهاند    عاشقان در سیل تند افتادهاند مولانا
  • یکدمی بالا و یک دم پست عشق    گر به در انبانم دست عشق مولانا
  • سخن را چو بسیار آرایش کنند،هدف فراموش میشود. مولانا
  • کسی که ندای درونی خود را می شنود، نیازی نیست که به سخنان بیرون گوش فرا دهد. مولانا
  • علت عاشق زعلت ها جداست     عشق اسطرلاب اسرار خداست مولانا
  • هرکه بیباکی کند در راه دوست    رهزن مردان شد و نامرد اوست مولانا
  • آتشی از عشق در خود برفروز     سربهسر فکر و عبارت را بسوز مولانا
  • اگر دمی به قلب خود گوش فرا دهی سرمد همه بزرگان خواهی شد. مولانا
  • ای قوم به حج رفته کجایید کجایید*معشوق همین جاست بیایید بیایید
  • معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار*در بادیه سرگشته شما در چه هوایید
  • گر صورت بیصورت معشوق ببینید*هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
  • ده بار از آن راه بدان خانه برفتید*هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

آن خانه لطیفست نشانهاش بگفتید*از خواجه آن خانه نشانی بنمایید

یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت*یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

با این همه آن رنج شما گنج شما باد*افسوس که بر گنج شما پرده شمایید

منبع: تکناز

 

برچسب: نویسنده: یاس تاريخ: يکشنبه 8 ارديبهشت 1392 ساعت: 23:09

صفحه بندی